دورترين تاريخ سدهٴ هفتم است؛ احتمال دارد كانجور پيش از سدهٴ دهم تأليف شده باشد.
تانجور حاوي يك واژهنامه تبتيـ سانسكريت است. يك متن كالبدشناسي و پزشكي اندك مهم، يعني ((چهارتانترا))، كه درحدود نيمهٴ دوم سدهٴ هشتم تأليف شده (مقدمه 1، 527) خارج از آن مجموعهٴ عظيم قرار دارد.
تحت حمايت قوبيلاي قاآن (سيزدهم ـ 2)، و رهبري فاگسپا (سيزدهم ـ 2)، ادبيات تبتي مورد پژوهش قرار گرفت و بخشي از آن به مغولي ترجمه شد. حتي تلاشهايي شد تا خط مغولي به نوعي از خط تبتي تبديل گردد، ولي در طي يك قرن آن خط جاي خود را به ايغوري داد. غربيان انگشتشماري اطلاعاتي مبهم دربارهٴ تبت و زبان تبتي كسب كردند، از قبيل گيوم روبروكي (سيزدهم ـ 2)، ماركوپولو (سيزدهم ـ 2) و ادوريكو دا پوردنونه.
29. چيني
زبانشناسي چيني دست كم به قدمت سانسكريت است، ولي تنها به خوشنويسي و لغتنويسي محدود ماند و به دستور زبان نپرداخت. درستنويسي از علم لغت جداييناپذير بود و خوشنويسي يك هنر و به همان ترتيب يك علم بود.
در قديمترين واژهنامهٴ چيني بهنام اِرْح يا، كه احتمالاً توسط تزو شيا، از شاگردان كنفوسيوس، متولد سال 507 پم، تأليف شد (مقدمه 1، 128). بارها مصححان، شارحان و تصويرگران آن را احيا كردند. گفته ميشود در زمان فرمانروايي ((نخستين امپراتور)) يعني شيه هوانگـ تي (سوم2 ـ پم)، هنر كتابت پيشرفت بسيار يافت؛ مِنگ تييِن (سوم ـ 2 پم)، استفاده از قلممو و طومار ابريشمي را ابداع كرد و چئنگ مو ((مهركوچك)) و خط لي را پديد آورد. نخستين واژهنامهاي كه در آن واژهها به ترتيب ريشههايشان1 مرتب شدهاند
شو وِن تأليف شو شِن (دوم ـ 1) بود. اصول فان چئيه كه تلفظ حروف را نشان ميداد، بهاهتمام سون يِن (سوم ـ 2)، و سِسو شِنگ (چهار لحن) به اهتمام شن يو (پنجم ـ 2) معرفي شد. اصطلاحات آوانگاري مرهون ارتباط با سانسكريت و احتمالاً نيازهاي ادباي سانسكريت بوده است. لوته ـ مينگ (ششم ـ 2)، واژهنامهٴ آثار كلاسيك چين را تأليف كرد و شوان يينگ (هفتم ـ 1)، واژهنامه آثار بودايي را. قديمترين واژهنامهٴ آوانگاري موجود (كه واژهها برحسب قافيه تنظيم شدهاند) تأليف ين چيه ـ تئوئي (ششم ـ 2)، و لو فا يِن (هفتم ـ 1) است؛ چئن پنگـ نيِن (يازدهم ـ 1)، سونگ چئي (يازدهم ـ 1) و تينگ تو (يازدهم ـ 1)، آن را ادامه دادند و اصلاح كردند.